مديريت انگيزش، كاركنان برانگيخته
زماني كه كارمندي با سطح عملكرد بالا به مقام مديريت ترفيع مييابد، برخي اوقات تنها يك تفكر سطحي صرف اين ميشود كه مدير جديد چگونه ميتواند به طور موثر در زير دستانش انگيزش ايجاد كند.
ممكن است چنين به نظر برسد كه توانايي براي انگيختن افراد استعداد ذاتي باشد كه ممكن است فردي آن را دارا باشد و يا نباشد، اما اين توانايي را ميتوان از طريق اصلي كه ((مديريت انگيزش)) ناميده ميشود، مورد بررسي قرار داده و اكتساب كرد.
مديريت انگيزش بر روي سه شرط اعتماد به نفس، اطمينان و رضايت تمركز دارد.
غفلت از توسعه و گسترش اين مهارت براي مديران هزينه بالايي دارد. زماني كه كاركناني با سطح عملكرد بالا مشكلات انگيزشي حل نشدهاي داشته باشند، امكان دارد سطح عملكرد آنها پايين آمده و يا كار خود را به منظور اكتساب كار ديگري رها سازند.
از سويي اگر در كاركناني كه سطح عملكرد پاييني دارند، به منظور ارتقاي سطح عملكردشان انگيزش ايجاد نگردد، نتايج را پايين كشانده و باعث كاهش بهرهوري در ميان ديگر اعضاي تيمشان خواهند شد. بدتر اينكه آنها بندرت كار خود را رها ميسازند، چرا كه جايي براي رفتن ندارند. مساله عمده اين است كه وقتي كه كاركنان مشكلات انگيزشي داشته باشند، مديران هزينههاي سنگيني را متحمل ميشوند.
مديريت انگيزش
نكته اصلي در مديريت انگيزش اين است ....
ادامه مطلب

نوشته شده توسط جبار اسدی در جمعه 3 اسفند1386 | موضوع: مقالات تخصصی (مدیریت/فناوری)