مشتری ناآگاه ، فروشنده ی فرصت طلب

شاید هیچ خریداری در تمام دنیا به اندازه ی خریدار ایرانی در هنگام خرید یک وسیله دچار مشکل نشود از یک طرف فروشنده ی با چرب زبانی سعی در زدن مخ جناب مشتری دارد و اگر مشتری زیادی بدشانس باشد !! دوستان ناآگاه با تعریف و تمجیدهای شنیده از این و آن باعث گیجی دو چندان مشتری بیچاره خواهند شد. اگر از پیاز و سیب زمینی و ماست علی آقا بقال که هر روز یک قیمت دارند بگذریم بازار کامپیوتر از این بی سرو سامانی بی نصیب نمانده و قیمت یک جنس از این مغازه تا آن مغازه به شدت فرج است (یعنی فرق دارد !!).زشت تر از همه ی اینها وقتی چهره می نماید که فروشنده با قباحت تمام مشتری را یک فرد ناآگاه و به زبان عامیانه مشتری را جناب گوسفند به حساب می آورد و انگار نه انگار که ملت مدام سرشان توی تلویزیون و اینترنت و ماهواره و یا حدقل یک زهره خانم برای انتشار و مرور اخبار دنیای فناوری و ایضا اخبار محله یا منطقه دارند . همین هفته قبل رفتیم یک Cpu بخریم و از جناب فروشنده احوال یک پردازنده 4 هسته ای را جویا شدیم ، جایتان خالی فروشنده تمام تکنولوژی های موجود در پردازنده ی مورد نظر بنده (Amd Phenom X4 9850) را انکار کردند و حتی ویژگی 4 هسته ای بودن این پردازنده محترم را زیر سوال بردند و با قباحت هر چه تمام تر دم از ناتوانی این پردازنده در کارهای گرافیکی و کار با نرم افزارهای معروفی چون مایا می زدند بیچاره در تمام عمرش حتی یک بار هم بازی نکرده بود یا یک فوتوشاپ خشک و خالی هم را تست نکرده بود و حالا دم از ناتوانی این غول پردازش در نرم افزارها و گیم ها می زد ، و به جای آن یک پردازنده ی تک هسته ای عهد عتیق را به من پیشنهاد می کرد مثل اینکه بد جوری روی دستش مانده بود !!. وقتی از ایشان برای این جناب پردازنده یک مین برد با سوکت Am2+ تقاضا کردم (بالاخره راضی شد که به انتخاب من احترام بگذارد!) پکیج یک مین بورد را جلوی چشمم گذاشت که با پر رویی تمام روی جلد آن عبارت Am2 بزرگ تایپ شده بود و وقتی به این نکته اشاره کردم ایشان انگشتش را به نام مدل نوشته شده روی جلد مین بورد اشاره داد .دیدم که زیادی پر روست از خیر خریدن همه چی پشیمان شدم .خواستم که از مغازه بیرون بروم با خود گفتم که حداقل یک اشتراکی چیزی از ایشان بگیریم که امروز حداقل سر یکی را کلاه گذاشته باشد بیچاره مشخص بود امروز مشتری نداشته که همه ی زورش را داشت روی من خالی می کرد گفتم جناب اشتراک اینترنت دارید . گفت بله قربان با سرعت 100 مگابایت برثانیه .دیگه داشتم قاطی می کردم خواستم یکی بزنم تو سرش و یکی هم تو سر خودم تا دیگه این جاها سر و کلم پیدا نشه که حضرت حق به داد اینجانب رسید وگرنه آن روز حتما یک خون ریخته می شد !! . بله دوستان هر کس که از خونه قهر کرده یک مغازه فروش قطعات زده و با پر رویی تمام اسم آن را شرکت مهنسی !!(به جای مهندسی ) گذاشته ... تا بعد..... یا حق .

نوشته شده توسط جبار اسدی در یکشنبه 27 مرداد1387 | موضوع: متفرقه